anfassen

لمس کردن

to touch

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «anfassen».

  1. „Du darfst mich nicht anfassen.“

  2. „Fass mich nicht an!“

پاسخ‌های سریع

«anfassen» به فارسی یعنی چه؟

«anfassen» یعنی «لمس کردن» (به انگلیسی: to touch).

«anfassen» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Du darfst mich nicht anfassen.“ یا „Fass mich nicht an!“

«لمس کردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«لمس کردن» در آلمانی «anfassen» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «anfassen» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: umfassen، erfassen.

خانوادهٔ واژه

umfassen to include - شامل بودن، دربرگرفتن erfassen to collect - جمع‌آوری کردن، ضبط کردن

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما