angreifen

حمله کردن، یورش بردن

to attack

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «angreifen».

  1. „Das Land hat viele seiner Nachbarländer angegriffen.“

  2. „Niemand darf andere angreifen.“

پاسخ‌های سریع

«angreifen» به فارسی یعنی چه؟

«angreifen» یعنی «حمله کردن، یورش بردن» (به انگلیسی: to attack).

«angreifen» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Das Land hat viele seiner Nachbarländer angegriffen.“ یا „Niemand darf andere angreifen.“

«حمله کردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«حمله کردن» در آلمانی «angreifen» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «angreifen» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: eingreifen.

خانوادهٔ واژه

eingreifen مداخله کردن / وارد عمل شدن

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما