aufgeschoben

به تعویق انداختن، موکول کردن

postponed

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «aufgeschoben».

  1. „Das Treffen wurde aufgeschoben.“

پاسخ‌های سریع

«aufgeschoben» به فارسی یعنی چه؟

«aufgeschoben» یعنی «به تعویق انداختن، موکول کردن» (به انگلیسی: postponed).

«aufgeschoben» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Das Treffen wurde aufgeschoben.“

«به تعویق انداختن» به آلمانی چه می‌شود؟

«به تعویق انداختن» در آلمانی «aufgeschoben» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «aufgeschoben» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: aufschieben، aufgesetzt.

واژه‌های مرتبط

aufschieben to postpone - به تعویق انداختن aufgesetzt fake - جعلی، ساختگی

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما