aufsetzen

پوشیدن، گذاشتن

to put on

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «aufsetzen».

  1. „Setz deine Mütze auf.“

  2. „Sie setzte ihre Brille auf.“

پاسخ‌های سریع

«aufsetzen» به فارسی یعنی چه؟

«aufsetzen» یعنی «پوشیدن، گذاشتن» (به انگلیسی: to put on).

«aufsetzen» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Setz deine Mütze auf.“ یا „Sie setzte ihre Brille auf.“

«پوشیدن» به آلمانی چه می‌شود؟

«پوشیدن» در آلمانی «aufsetzen» است.

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما