dahin

آنجا، به آنجا

there

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «dahin».

  1. „Wir gehen dahin.“

  2. „Er schaut dahin.“

  3. „Alles ist dahin.“

پاسخ‌های سریع

«dahin» به فارسی یعنی چه؟

«dahin» یعنی «آنجا، به آنجا» (به انگلیسی: there).

«dahin» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Wir gehen dahin.“ یا „Er schaut dahin.“

«آنجا» به آلمانی چه می‌شود؟

«آنجا» در آلمانی «dahin» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «dahin» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: dahinsagen.

واژه‌های مرتبط

dahinsagen to say somthing without thinking - بی‌فکر گفتن

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما