der Verein

باشگاه، انجمن

the club

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «der Verein».

  1. „Ich bin Mitglied in einem Sportverein.“

پاسخ‌های سریع

«der Verein» به فارسی یعنی چه؟

«der Verein» یعنی «باشگاه، انجمن» (به انگلیسی: the club).

«der Verein» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Ich bin Mitglied in einem Sportverein.“

«باشگاه» به آلمانی چه می‌شود؟

«باشگاه» در آلمانی «der Verein» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «der Verein» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: bei Bedarf.

واژه‌های مرتبط

bei Bedarf as needed - در صورت نیاز

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما