deutlich

واضح، روشن

clear / abvious

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «deutlich».

  1. „Der Unterschied ist sehr deutlich.“

پاسخ‌های سریع

«deutlich» به فارسی یعنی چه؟

«deutlich» یعنی «واضح، روشن» (به انگلیسی: clear / abvious).

«deutlich» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Der Unterschied ist sehr deutlich.“

«واضح» به آلمانی چه می‌شود؟

«واضح» در آلمانی «deutlich» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «deutlich» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: das Schulklima، die Maßnahmen.

واژه‌های مرتبط

das Schulklima فضای مدرسه / جو حاکم بر مدرسه die Maßnahmen the actions - اقدامات، تدابیر

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما