einhalten
رعایت کردن، پایبند بودن
to consider/ to follow
کاربرد رایج
مثالهایی طبیعی با «einhalten».
„Hältst du die Ruhezeiten ein?“
پاسخهای سریع
«einhalten» به فارسی یعنی چه؟
«einhalten» یعنی «رعایت کردن، پایبند بودن» (به انگلیسی: to consider/ to follow).
«einhalten» را چطور در جمله به کار ببریم؟
برای مثال: „Hältst du die Ruhezeiten ein?“
«رعایت کردن» به آلمانی چه میشود؟
«رعایت کردن» در آلمانی «einhalten» است.
چه واژههای آلمانیای با «einhalten» مرتبطاند؟
واژههای مرتبط: aufhalten.
خانوادهٔ واژه
واژههای آلمانی بیشتر
das Verlangte
the requested items - سفارشات
roch
smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل)
beinahe
almost, nearly - تقریباً، نزدیک به
Vorahnung
premonition, foreboding - پیشاحساس، پیشآگاهی
jener
that (over there), those (over there) - آن، آنها (دور)
verderben
to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن
auffallend
conspicuous, striking - جلب توجه کننده
Erregung
excitement, arousal - هیجان، تحریک