erkältet

سرما خوردن، مبتلا به سرماخوردگی بودن

to have a cold

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «erkältet».

  1. „Sie hat sich erkältet.“

  2. „Ich bin seit gestern erkältet.“

پاسخ‌های سریع

«erkältet» به فارسی یعنی چه؟

«erkältet» یعنی «سرما خوردن، مبتلا به سرماخوردگی بودن» (به انگلیسی: to have a cold).

«erkältet» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Sie hat sich erkältet.“ یا „Ich bin seit gestern erkältet.“

«سرما خوردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«سرما خوردن» در آلمانی «erkältet» است.

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما