immer wieder
بارها و بارها، مکرراً
again and again
کاربرد رایج
مثالهایی طبیعی با «immer wieder».
„Er kommt immer wieder zu spät.“
„Ich denke immer wieder an dich.“
پاسخهای سریع
«immer wieder» به فارسی یعنی چه؟
«immer wieder» یعنی «بارها و بارها، مکرراً» (به انگلیسی: again and again).
«immer wieder» را چطور در جمله به کار ببریم؟
برای مثال: „Er kommt immer wieder zu spät.“ یا „Ich denke immer wieder an dich.“
«بارها و بارها» به آلمانی چه میشود؟
«بارها و بارها» در آلمانی «immer wieder» است.
چه واژههای آلمانیای با «immer wieder» مرتبطاند؟
واژههای مرتبط: unterbrechen، immerhin.
واژههای مرتبط
واژههای آلمانی بیشتر
das Verlangte
the requested items - سفارشات
roch
smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل)
beinahe
almost, nearly - تقریباً، نزدیک به
Vorahnung
premonition, foreboding - پیشاحساس، پیشآگاهی
jener
that (over there), those (over there) - آن، آنها (دور)
verderben
to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن
auffallend
conspicuous, striking - جلب توجه کننده
Erregung
excitement, arousal - هیجان، تحریک