leiden

رنج بردن، متحمل شدن

to suffer

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «leiden».

  1. „Er leidet unter Stress.“

  2. „Viele Menschen leiden unter dem Krieg.“

پاسخ‌های سریع

«leiden» به فارسی یعنی چه؟

«leiden» یعنی «رنج بردن، متحمل شدن» (به انگلیسی: to suffer).

«leiden» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Er leidet unter Stress.“ یا „Viele Menschen leiden unter dem Krieg.“

«رنج بردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«رنج بردن» در آلمانی «leiden» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «leiden» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: Der Krieg، erlitten.

واژه‌های مرتبط

Der Krieg the war - جنگ erlitten to suffer or endure - تحمل کردن، متحمل شدن

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما