Prüf

بررسی کردن، کنترل کردن

check

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «Prüf».

  1. „Prüf dein Handy mal.“

  2. „Prüf mal deine E-Mails.“

پاسخ‌های سریع

«Prüf» به فارسی یعنی چه؟

«Prüf» یعنی «بررسی کردن، کنترل کردن» (به انگلیسی: check).

«Prüf» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Prüf dein Handy mal.“ یا „Prüf mal deine E-Mails.“

«بررسی کردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«بررسی کردن» در آلمانی «Prüf» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «Prüf» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: etwas vermasseln، etwas packen، nachvollziehen، anhand.

واژه‌های مرتبط

etwas vermasseln screwed it up - خراب کردن، خراب شدن etwas packen to manage - موفق شدن، از عهده برآمدن nachvollziehen To follow/To observe - دنبال کردن، درک کردن anhand based on - بر اساس، با استفاده از aufatmen to breath relax - نفس راحت کشیدن jedoch however - با این حال، اما an etwas Dativ teilnehmen to participate - شرکت کردن در چیزی anstrengend exhausting - خسته‌کننده، طاقت‌فرسا

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما