saß

نشستن

sat

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «saß».

  1. „Er saß auf dem Stuhl.“

  2. „Ich saß lange im Büro.“

پاسخ‌های سریع

«saß» به فارسی یعنی چه؟

«saß» یعنی «نشستن» (به انگلیسی: sat).

«saß» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Er saß auf dem Stuhl.“ یا „Ich saß lange im Büro.“

«نشستن» به آلمانی چه می‌شود؟

«نشستن» در آلمانی «saß» است.

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما