schwanken
نوسان داشتن، تغییر کردن
inconsistent
کاربرد رایج
مثالهایی طبیعی با «schwanken».
„Seine Leistung ist schwankend.“
„Ihre Form ist schwankend.“
پاسخهای سریع
«schwanken» به فارسی یعنی چه؟
«schwanken» یعنی «نوسان داشتن، تغییر کردن» (به انگلیسی: inconsistent).
«schwanken» را چطور در جمله به کار ببریم؟
برای مثال: „Seine Leistung ist schwankend.“ یا „Ihre Form ist schwankend.“
«نوسان داشتن» به آلمانی چه میشود؟
«نوسان داشتن» در آلمانی «schwanken» است.
چه واژههای آلمانیای با «schwanken» مرتبطاند؟
واژههای مرتبط: schwatze، Der Schwager.
واژههای مرتبط
واژههای آلمانی بیشتر
das Verlangte
the requested items - سفارشات
roch
smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل)
beinahe
almost, nearly - تقریباً، نزدیک به
Vorahnung
premonition, foreboding - پیشاحساس، پیشآگاهی
jener
that (over there), those (over there) - آن، آنها (دور)
verderben
to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن
auffallend
conspicuous, striking - جلب توجه کننده
Erregung
excitement, arousal - هیجان، تحریک