treten

گام برداشتن، لگد زدن، فشار دادن

to step / to kick / to press

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «treten».

  1. „auf die Bremse treten“

  2. „Die Kupplung durchtreten.“

پاسخ‌های سریع

«treten» به فارسی یعنی چه؟

«treten» یعنی «گام برداشتن، لگد زدن، فشار دادن» (به انگلیسی: to step / to kick / to press).

«treten» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „auf die Bremse treten“ یا „Die Kupplung durchtreten.“

«گام برداشتن» به آلمانی چه می‌شود؟

«گام برداشتن» در آلمانی «treten» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «treten» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: treten auf، die Kupplung، der Mandant.

واژه‌های مرتبط

treten auf to accour - رخ دادن، اتفاق افتادن die Kupplung clutch - کلاچ der Mandant client (legal) - موکل

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما