verwirren

سر در گم کردن، گیج کردن

to confuse

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «verwirren».

  1. „Die vielen Informationen verwirren mich.“

  2. „Seine Erklärung hat alle verwirrt.“

پاسخ‌های سریع

«verwirren» به فارسی یعنی چه؟

«verwirren» یعنی «سر در گم کردن، گیج کردن» (به انگلیسی: to confuse).

«verwirren» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Die vielen Informationen verwirren mich.“ یا „Seine Erklärung hat alle verwirrt.“

«سر در گم کردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«سر در گم کردن» در آلمانی «verwirren» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «verwirren» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: die Verwirrung.

واژه‌های مرتبط

die Verwirrung Confision - گیجی، سردرگمی

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما