Dübeln

رول‌پلاک برای نصب

hobbytoolverb

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «Dübeln».

  1. „Ich dübele das Regal an die Wand.“

  2. „Wir dübeln die Holzteile zusammen.“

پاسخ‌های سریع

«Dübeln» به فارسی یعنی چه؟

«Dübeln» یعنی «رول‌پلاک برای نصب».

«Dübeln» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Ich dübele das Regal an die Wand.“ یا „Wir dübeln die Holzteile zusammen.“

«رول‌پلاک برای نصب» به آلمانی چه می‌شود؟

«رول‌پلاک برای نصب» در آلمانی «Dübeln» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «Dübeln» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: Heimwerken، Bohrmaschine، roch، verderben.

واژه‌هایی با برچسب‌های مشابه

Heimwerken do-it-yourself home improvement - کارهای تعمیر و بهبود منزل hobbyverb Bohrmaschine drill machine - دریل hobbytool roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) verb verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن verb schlüpfte to slip or sneak in - لغزیدن یا مخفیانه وارد شدن verb schwieg eine Weile was silent for a while - برای مدتی سکوت کرد verb pflegt to maintain or tend to - مراقبت کردن، نگهداری کردن verb einlösen to redeem, to cash in - وصول کردن، نقد کردن verb reichte to hand over, to pass - دادن، تحویل دادن verb bedrücken to oppress, to distress - آزار دادن، ناراحت کردن verb trüben to make cloudy or dull - کدر کردن، تار کردن verb retten to save, to rescue - نجات دادن verb mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد verb beurteilt judged, evaluated - قضاوت شده، ارزیابی شده verb hüten to guard or watch over - نگهبانی دادن یا مراقبت کردن verb nachgehen to pursue, to follow up - دنبال کردن، پیگیری کردن verb

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما