die Zunge

زبان

tongue

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «die Zunge».

  1. „Er hat sich auf die Zunge gebissen.“

  2. „Die Suppe ist heiß, pass auf deine Zunge auf.“

پاسخ‌های سریع

«die Zunge» به فارسی یعنی چه؟

«die Zunge» یعنی «زبان» (به انگلیسی: tongue).

«die Zunge» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Er hat sich auf die Zunge gebissen.“ یا „Die Suppe ist heiß, pass auf deine Zunge auf.“

«زبان» به آلمانی چه می‌شود؟

«زبان» در آلمانی «die Zunge» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «die Zunge» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: erfüllen.

واژه‌های مرتبط

erfüllen to meet / to satisfy - برآورده کردن، انجام دادن

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما