erfüllen

برآورده کردن، انجام دادن

to meet / to satisfy

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «erfüllen».

  1. „Das Produkt erfüllt die Erwartungen.“

  2. „Du erfüllst die Voraussetzungen nicht.“

پاسخ‌های سریع

«erfüllen» به فارسی یعنی چه؟

«erfüllen» یعنی «برآورده کردن، انجام دادن» (به انگلیسی: to meet / to satisfy).

«erfüllen» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Das Produkt erfüllt die Erwartungen.“ یا „Du erfüllst die Voraussetzungen nicht.“

«برآورده کردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«برآورده کردن» در آلمانی «erfüllen» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «erfüllen» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: die Zunge.

واژه‌های مرتبط

die Zunge tongue - زبان

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما