drücken
فشردن، فشار دادن
to press
کاربرد رایج
مثالهایی طبیعی با «drücken».
„drück mal den Knopf!“
„Bitte drücken Sie den Knopf.“
„Er hat den falschen Knopf gedrückt.“
پاسخهای سریع
«drücken» به فارسی یعنی چه؟
«drücken» یعنی «فشردن، فشار دادن» (به انگلیسی: to press).
«drücken» را چطور در جمله به کار ببریم؟
برای مثال: „drück mal den Knopf!“ یا „Bitte drücken Sie den Knopf.“
«فشردن» به آلمانی چه میشود؟
«فشردن» در آلمانی «drücken» است.
چه واژههای آلمانیای با «drücken» مرتبطاند؟
واژههای مرتبط: bedrücken، der Knopf، trüben.
خانوادهٔ واژه
واژههای مرتبط
واژههای آلمانی بیشتر
das Verlangte
the requested items - سفارشات
roch
smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل)
beinahe
almost, nearly - تقریباً، نزدیک به
Vorahnung
premonition, foreboding - پیشاحساس، پیشآگاهی
jener
that (over there), those (over there) - آن، آنها (دور)
verderben
to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن
auffallend
conspicuous, striking - جلب توجه کننده
Erregung
excitement, arousal - هیجان، تحریک