eingehen

پاسخ دادن، واکنش نشان دادن

to respond

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «eingehen».

  1. „Bitte gehen Sie auf meine Frage ein.“

  2. „Der Lehrer ist auf das Problem eingegangen.“

پاسخ‌های سریع

«eingehen» به فارسی یعنی چه؟

«eingehen» یعنی «پاسخ دادن، واکنش نشان دادن» (به انگلیسی: to respond).

«eingehen» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Bitte gehen Sie auf meine Frage ein.“ یا „Der Lehrer ist auf das Problem eingegangen.“

«پاسخ دادن» به آلمانی چه می‌شود؟

«پاسخ دادن» در آلمانی «eingehen» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «eingehen» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: nachgehen، ausgehen، Vorgehen، umgehen.

خانوادهٔ واژه

nachgehen to pursue, to follow up - دنبال کردن، پیگیری کردن ausgehen تمام شدن Vorgehen procedure, approach - روش، روند، شیوه عمل umgehen dealing - رفتار کردن، برخورد کردن

واژه‌های مرتبط

eingeben to enter - وارد کردن، ثبت کردن

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما