umgehen

رفتار کردن، برخورد کردن

dealing

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «umgehen».

  1. „Er umgeht das Problem.“

  2. „Er kann gut mit Stress umgehen.“

پاسخ‌های سریع

«umgehen» به فارسی یعنی چه؟

«umgehen» یعنی «رفتار کردن، برخورد کردن» (به انگلیسی: dealing).

«umgehen» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Er umgeht das Problem.“ یا „Er kann gut mit Stress umgehen.“

«رفتار کردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«رفتار کردن» در آلمانی «umgehen» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «umgehen» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: nachgehen، ausgehen، Vorgehen، eingehen.

خانوادهٔ واژه

nachgehen to pursue, to follow up - دنبال کردن، پیگیری کردن ausgehen تمام شدن Vorgehen procedure, approach - روش، روند، شیوه عمل eingehen to respond - پاسخ دادن، واکنش نشان دادن

واژه‌های مرتبط

umgehend immediately - فوراً، بلافاصله

واژه‌های آلمانی بیشتر

das Verlangte the requested items - سفارشات roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) beinahe almost, nearly - تقریباً، نزدیک به Vorahnung premonition, foreboding - پیش‌احساس، پیش‌آگاهی jener that (over there), those (over there) - آن، آن‌ها (دور) verderben to spoil, to ruin - خراب کردن، فاسد کردن auffallend conspicuous, striking - جلب توجه کننده Erregung excitement, arousal - هیجان، تحریک

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما